نگریستن, عشق , انتظار, مرگ
صدای تو ناقوس مرگ را می نوازد ... که آرام زیر گوش کاکتوسها ... در همهمه ی کلاغ ها ... با لحن آبی وارت ... می گویی ... شب های بی ستاره هم زیباست ... ( ستاره ) مرا به گور تبعید می کنند ... مجرمم در مجنونی عشق ... شاهدان دادگاه ... تنهایی ... غم ... سکوت ... و جلادم مرگ ... غم تازیانه به دست خونم را می مکد ... سکوت فریاد خاموشم را به اسیری می برد ... تنهایی دیوانه تر از عاشقی مرا دار می زند ... از مرگ تمنا میکنم التماس وارانه ... و قلب شکسته ام را نشانه ای به رویشان می برم ... نمی دانم چه شد ... وای چرا اینگونه شد ... غم گریه کرد ... سکوت فریاد زد تنهایی فرار کرد ... و مرگ به سوی گورم مرا روانه کرد ... ( ستاره )
| Design By : Night Skin |

