تبليغاتX
نگریستن, عشق , انتظار, مرگ


نگریستن, عشق , انتظار, مرگ

در میان کلیسای من ...

صدای تو ناقوس مرگ را می نوازد ...

که آرام زیر گوش کاکتوسها ...

در همهمه ی کلاغ ها ...

با لحن آبی وارت ...

می گویی ...

شب های بی ستاره هم زیباست ... ( ستاره )

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 0:29 توسط ستاره| |

مرا به گور تبعید می کنند ...

مجرمم در مجنونی عشق ...

شاهدان دادگاه ... تنهایی ... غم ... سکوت ... و جلادم مرگ ...

غم تازیانه به دست خونم را می مکد ...

سکوت فریاد خاموشم را به اسیری می برد ...

تنهایی دیوانه تر از عاشقی مرا دار می زند ...

از مرگ تمنا میکنم التماس وارانه ...

و قلب شکسته ام را نشانه ای به رویشان می برم ...

نمی دانم چه شد ... وای چرا اینگونه شد ...

غم گریه کرد ...

سکوت فریاد زد

تنهایی فرار کرد ...

و مرگ به سوی گورم مرا روانه کرد ... ( ستاره )

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:49 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin