تبليغاتX
نگریستن, عشق , انتظار, مرگ


نگریستن, عشق , انتظار, مرگ

کاش بودی

کاش بودی و دل مرا شفا می دادی ...

یا که پنجره ی تاریک بی آرزویی ام را جلا می دادی ...

گیسوانم را به بوسه می دوختی ...

عاشقی ام را به معشوقی ات می سپردی ...

و فریاد سکوتم را می شکستی ...

وای دلم تنگ است ... برای بودنت ...

کاش بودی ...

تا که من هم بودم ...

آن وقت خدا هم بود ...

ماه می رقصید ...

برف پایکوبی می کرد ...

و تنهایی تن به فرار می داد ...

کاش بودی ...

تا قصه ی لیلی و مجنون نو نوار می شد ...

آوای تیشه ی فرهاد به جان شیرین می نشست ...

و من هم به تو ...

آه ... ای کاش بودی ... ( ستاره )

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 0:9 توسط ستاره| |

مجنون تر از همیشه در سه ضلعی انتظار به دنبال تو دویدم ...

شیداتر از قبل دل به نیم نگاه تو بستم ...

و مست تر از شراب عشق تو را معشوق نهادم ...

من در گور خود خاک بودم ...

بودم ... نبودم ... نمی دانم ...

در هجوم ناله هی عریان ... صدایت جانم داد ...

من هشیار شدم ...

باور نمی کردم ... عاشق شدم ؟ ...

بیابان را به زیر پایم سپردم ...

سازم را به دستم نوازش دادم ...

و جانم را در وصالت نهادم ...

و حال امروز ...

منتظرم ...

منتظرم که دلت را به واژه ی دوستت دارم بدوزی ...

و ستاره را در اوج تنهای اش پرواز دهی . ( ستاره )

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:46 توسط ستاره| |

کاغذ به میان اشک هایم غرق می شود ...

قلم پر شتاب تر از خونش ... خون دستم را می مکد ...

و واژه ها لعنت گویان مرا ترک می کنند ...

امشب در اوج بیابان ... در این وادی سرد و سکوت ...

من هستم و من ...

منی که از یاد گسستم و دلم را به گور دوختم ...

امشب باد عشوه گریش را به رخ می کشد ...

کاکتوسها بی نشان تر از گل فرار می کنند ...

و سنگ ها بهر سیاهی خود سپیدی را ننگ می شمارند ...

آری امشب ...

در سکوت ستاره ...

بر آرزوهای رفته از یاد گور خود را با اشک پاک میکنم ... ( ستاره )

 

نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:17 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin