تبليغاتX
نگریستن, عشق , انتظار, مرگ


نگریستن, عشق , انتظار, مرگ

من شب بودم ... ماه شدم ... ستاره هستم ...

سکوت حرف زبانم ... بوسه ی باران به لبهایم ...

و تنهایم همچو خدایم ...

سقوط کردم از گناه ... خاکستری شدم از آتش ...

و گریختم از بودن بهر نبودن ...

برای خود خدایی کردم ...

خدا را بر خدایم خدا کردم ...

و همه عالم را ز خود جدا کردم ...

و چه گفتند ؟ ...گفتند دیوانه ام ...

و من گویم ...

عاقلان بی خبر از عقل ...

اگر این دیوانگیست ...

من دیوانه بودم ... هستم ... و می مانم . ( ستاره )

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:44 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin