تبليغاتX
نگریستن, عشق , انتظار, مرگ -


نگریستن, عشق , انتظار, مرگ

روزها می گذرد

و من هم چنان دیوانه تر از دیروز با هق هق خالی از تر شدن نفس را به یاری می طلبم

تا در انتهای جاده ی مرگ به سوی خوشبختی بی پایان در بهت خاموشی فرو روم

و در صدای بی صدای سکوت آبی کویر کاکتوس ها را به پرپایی جشن خاموشی دعوت کنم

آری روزها می گذرد ...

و ثانیه ها عقب تر از دقیقه ها لحظه ها را به سر می کوبد ...

تا من ستاره در نابودی آرزوها تن به فریاد مرگ بسپارم ... (ستاره )

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 23:22 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin