نگریستن, عشق , انتظار, مرگ
شیداتر از قبل دل به نیم نگاه تو بستم ... و مست تر از شراب عشق تو را معشوق نهادم ... من در گور خود خاک بودم ... بودم ... نبودم ... نمی دانم ... در هجوم ناله هی عریان ... صدایت جانم داد ... من هشیار شدم ... باور نمی کردم ... عاشق شدم ؟ ... بیابان را به زیر پایم سپردم ... سازم را به دستم نوازش دادم ... و جانم را در وصالت نهادم ... و حال امروز ... منتظرم ... منتظرم که دلت را به واژه ی دوستت دارم بدوزی ... و ستاره را در اوج تنهای اش پرواز دهی . ( ستاره )
مجنون تر از همیشه در سه ضلعی انتظار به دنبال تو دویدم ...
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت
0:46 توسط ستاره| |
| Design By : Night Skin |

