نگریستن, عشق , انتظار, مرگ
لبانت شعر وصل می سرود ... در ندانستن معشوقی ات بهر من عاشق ... خدا هم راه چاره می فروخت ... کاش در سراب تردید بلی و خیر تو ... مرداب دل در دریاواربودنش نمی سوخت ... آری کاش تو میدیدی دیوانه گی ام را .... که آن دم ستاره دفتر خیسش را به چشمت میدوخت ... ( ستاره )
کاش در اوج ناامیدی دوست داشتنم ...
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت
15:12 توسط ستاره| |
| Design By : Night Skin |

