نگریستن, عشق , انتظار, مرگ
سازم به دست ... دلم ویرانه تر از ابرها ... باز این منم ... محبوبم ... لقب کافرم دادند در شیداییی عشقت ... مسخره پنداشتنم پرستیدن کویت ... اما باز من هستم و تو ... تو هستی و من ... خدای من ... هو هو کنان سوی تو ره می گذارم ... در آتش عشقت لحظه به آن می گدازم ... آری ... ستاره ام و فقیرتر از سی مرغت ... آخر تو اشاره ای کن تا جان دهم به سویت ... ( ستاره )
پریشان تر از پیش ... آشفته تر از باد ... مسکوت تر از مرگ ... راهی به سوی توام ...
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت
23:24 توسط ستاره| |
| Design By : Night Skin |

