نگریستن, عشق , انتظار, مرگ
ببين ... بشنو ... كه تنهاتر از تنهايي منم آري اين منم ... كه در سكوت دريا فرياد را سر مي دهم اشك هاي خدا را خريداري مي كنم از گلبرگ سپيد مغرور ابر لباس عروس مرگ مي پوشم و راهي به سوي اعماق خلسه هاي بي آرزويي ام مي شوم من ... حيوان ناطق ... ستاره ي غرق شبنم اميد را فراموش كردم دلش را به عبور پاهاي پياده ي سياهي سپردم و خنده هايش را به بهاي اندكي به گريه فروختم آري .. من .. ستاره را كشتم زير هجوم آوار بي كسي . ( ستاره )
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت
10:47 توسط ستاره| |
| Design By : Night Skin |

